عشقم بنیامین

سفرغریبی داشتم توی اون چشم سیاهت سفری که برنگشتم گم شدم توی نگاهت یه دل ساده ساده کوله باره سفرم بود چشم تو مثل یه سایه همه جا همسفرم بود تو شدی خون تورگهام من دیگه خودم نبودم واسه نفس کشیدن دیگه محتاج تو بودم

سلام دوستان من نگارم به دلایلی وبلاگ قبلیم حذف شد

البته به صورت موقت حذفش کرده بودم اما وقتی بازیابی رو زدم مثل اینکه به طور دائم حذف شد

این پست ثابته

کسایی که دوست دارن لینکشون کنم بهم خبر بدن البته اول منو با عنوان عاشقانه های نگار بلینکن بعد بهم خبر بدن که لینکشون کنم

دوست ندارم پسرا نظر بذارن شرمنده ولی (ورود پسرا ممنوع)

دوست ندارم هر کسی وارد وبلاگم بشه پس فقط دختر

اشتباه نکنین مغرور نیستم

تو اون یکی وبلاگم اینطوری نبودم ولی خوب این متفاوته

اهنگ وبلاگم هم اهنگ مورد علاقه منو بنیامینه خیلی دوستش دارم چون همیشه برام میخونه اون تیکش که میگه به جون تودیگه نفس نمونده واسه ی من نرو تو هم دلم رو نشکن

خواهشن نظر بذارین من روزایی شنبه  وچهارشنبه اپم اگه خبر ندادم خودتون بیاین 

حالا برو پایین پست جدیدمو بخون

کی نوشتمچهارشنبه ۱ فروردین ٢٠٠٠ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ توسط بنیامین و نگار نفر واسه رسیدن منو بنیامین به هم دعا میکنن () |

سلام خوبی ؟؟؟ خوشین؟؟؟

بچه ها این اخرین اپمه این وبلاگ دیگه اپ این وبلاگ جدیدم اینم ادرسشم هنوز راه ن درست اما بیاین منتظرم

http://zarabane-ghalbe-man.persianblog.ir/

 

منتظرما

 

کی نوشتمسه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ توسط بنیامین و نگار نفر واسه رسیدن منو بنیامین به هم دعا میکنن () |

سلام دوستان خوبین؟؟؟؟؟

بچه ها من یه مدت وبلاگمو حذف کردم خودم نمیتونستم بیامو نظراتو خونم

اما مثل اینکه وبلاگم باز میشد نمیدونم من به طور موقت حذفش کرده بودم

راستش من با خدا قهرکردم اما اشتی هم کردم میدونید از همون موقع تا الان با بنی اصلا دعوا نکردم چقدر روزای خوبیه

اما این روزهای خوب داره به پایان میرسه و محتاج دعام دعا کنید  برام دعا کنید اون اتفاقی که نمیتونم گم روزه جمعه شنبه یکشنبه و دوشنبه و هی چوقت دیگه نیفته اگه ان اتفاق اون روز روز چنده ابان این هفته نه هفته ی دیگه عید قربان و غدیر نیفته اون موقعس که خوشبختی وسه همیشه بهم رو میکنه واسه همیشه  این وبلاگ و سعی میکنم بذارم به عونان خاطره واسه خودم حذفش کنم موقت  یه وبلاگ دیگه درست میکنم تا با غم خداحافظی کنم اگه شادی واسه همیشه بهم رو کنه

فقط محتاج دعام همینو بس

 

 

 خستم میرم بخوابم بعد بهتون خبر میدم اپم

کی نوشتمچهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط بنیامین و نگار نفر واسه رسیدن منو بنیامین به هم دعا میکنن () |

نه نه من ارووم نمیشم تا زمانی که خدا از خودش از کاری که کرده انتقام نگیره

منم بتونم ازش انتقام میگیرم تلافی میکنم

اینکه میخواد منو بنیامین و به دعوا بندازه اینکه کاری کرد نه من نه بنیامین بهش اعتماد داشته باشیمو باورش نداشته باشیم  البته فقط من  نه بنی نمیذاشت عاشق بشیم اما حالا که شدیم خودش همه چی رو درست کنه 3 سال صبر کم نیست خودش درست میکنه خودش فکر کرده میگه دوستمون داره کو  چرا ثابت نمیکنه همه چی میگه اما ما هیچی رو با چشم خودمو ندیدیم من گوشیم اشغال نبود به کی قسم بخورم اما بنی همینطوری داشته  زنگ میزده و میگفته اشغال ههههههه خدا ببین من نبودم دارم راست میگم اونم داره راست میگه میگه بودی حالا چکار کنیم کاره توه دیگه کاره خودته چرا من که اشغال نبودم باید برا گوشی اون بگه اشغال چرامن که کاری نکردم باید تقاص پس بدم بی گناهم تو کارت همینه  بی گناها باید مجازات بشن اما گناه کارا نه تو خیلی نامردی خیلی دلم خیلی از پره خیلی

خدا امیدوارم اشتباه از من باشه امیدوارم که بنی داره دروغ میگه یه دستی بزنه امیدوارم ولی اگه اون یه دستی نمیزد اگه کاره تو بود خدااااااااا

ببین خیلی وقتا دلم پره و همه چی میگم خودم هم میدونم بعد میشینم گریه میکنم و ازت معذرت خواهی میکنم

نمیخواستم نماز بخونم حیف بنی مجبورم کرد حیف اون گفت گفت میل با خودت اما اگه دوست داری میخونی اگه نه نمیخونی

خدااااااااااااااا امیدوارم از حرفم پشیمون بشمو بیام معذرت خواهی کنم

خدا الانم پشیمونم اینو حس میکنم اره شاید باید بهت بگم خدا خودت درستش کن خدا یا به قول بنی حکمتی بوده شاید نمیدونم بدتر نشده اما تو همه کا رمیکنی نذار بدتر بشه یا بد بذار خوب بشه یا داستان پرنده که طوفان اومد که افتاد که گفت چرا گفتی یه مار بود خب اصلا تو ماره رو میکشتی میذاشتی ماری نیاد نباشه چرا لونه اونو خراب کردی اینم میشد نه تو هم میذاشتی اصلا اشغال نباشم چراااااااااااااااااااااااااااااا

بهتره برم نمازمو بخونم تا ارووم شم

کی نوشتمچهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ توسط بنیامین و نگار نفر واسه رسیدن منو بنیامین به هم دعا میکنن () |

من  ادم متفاوتم یه روز خوبم یه روز بد

اصلا نمیتونین به درونم پی ببرین به هیچ وجه

رویاهای زیادی دام تخلیم بگذریم

مهم نیست چی درموردم فک میکنین چی میگین واسم مهم نیست بیخیالش

ههههههههههههههههههههههه

خنده دار زندگیم  شاید روحم شاید صلا وجود ندارم بیخیال

هرکه اومد وبلاگم خوش اومد هر که نیومد اجباری نیست

انتــــــــــــــــــــــــــــقام همین

 حتی تو دوست عزیز

راستی حدست درسته من عوض شدم

گفتم نگار مرد گفتی نه

اون قبلی دیگه نیست

وبلاگ و حذف میکنم

فردا

میدونم تا فردا هیشکی  نمیاد خب نیا به درک اصلا کی گفت بیای مگه محبورت کردم نیا اصلا میخوام تنها باشم برین از زندگیم ولم کنین

اه

از همه بدم میاد کسی نیاد سراغم

 

کی نوشتمدوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ توسط بنیامین و نگار نفر واسه رسیدن منو بنیامین به هم دعا میکنن () |

گذشت گذشت گذشت

خرداد , تیر , مرداد , شهریور , وحالا مهر شروع شد مدرسه ها چیزی که نمیدونم واقعا از ته دلم دوست دارم یا نه ......

تابستان با تمام خوبی ها و بدی هاش گذشت

و من تو اون مدت چقدر تغییر کردم چقدر مغرور شدم چقدر عوض شدم سرنوشت زندگی منو عوض کرد

حالا شاید بشه گفت اون نگار مرد نه هنوز نمرده داره میمیره کافیه یه ذره دیگه تغییر کنم فقط کافیه سرد بشم

نسبت به همچی اونوقت اون نگار واسه همیشه میمیره دیگه متولد نمیشه

شادی خدافظ واسه همیشه  نه نه هنوز هستی هنوز اما نه مثل اول

متنفرم از خیلیا از هرکه بخوات از بنیامین بد بگه از هرکه من ادم متفاوتیم بذار بگم راستشو

بذار اعتراف کنم اره من حاظرم بگذرم از خانوداه از دوستام از کسایی که یه عمر باهاشون بودم

بخاطر کی؟؟؟؟؟؟؟؟ بنیامین کسی که نمیدونم ارزش داره یا نه اره نمیدونم

شاید واقعا اشتباه از من باشه من اشتباه میکنم و تهمت میزنم الکی الکی شاید میبینم و

خودمو به خریت میزنم نمیخوام باور کنم اره من تیزم همه چی و زود میفهمم اما خودمو میزنم

به اون راه نمیخوام باورش کنم فقط از ظاهر ولی تو خودم میشکنم

نگار اومد نه برا همیشه شاید دوستم راست میگه من دیگه اون نگار نیستم نه نیستم من الان نگار بنیامینم

نه خودم نیستم نه هستم ولی تظاهر میکنم نیستم نه نیستم ولی تظاهر میکنم هستم ..............

از دوست از مدرسه راستش بدم میاد دوست داشتم مدرسه رو ولی الان نه چون فقط خودمو از بین میبرم

با حرفه دوست اشنا و دشمن و هرکه بگی

 

عشق همیشگیمی تمام زندگیمی همش تو رویاهامیو مثل نفس باهامی

تو خوبیو خواستنی پاکی و دوست داشتنی هرجایی دنیا باشی الهی زنده باشی

 

تو دنیا هیچکسو ازتو بهتر ندیدم یه تار موتو عزیزم به صدتا دنیا نمیدم

 

پ.ن1:راستش یادم رفت چی خواستم بگم  اولی رونیشخند

پ.ن2:اگه حوصلم شد خبرتون میکنم اپم

پ.ن3:ممنون از همه ی اونایی که سر میزنن و فراموشم نکردن

پ.ن4:بنیامین کلمه ی عجیب پی بردن به درونش سخته چیزی که تو سرش میگذره

پ.ن5:واسه اولین بار به بنیامین گفتم دوست ندارم دو هفته پیش بودحال ندارم بگم چی شد اما انگار یه اب سرد ریختن روش داغون نابود زرد شد و سست که دستمو ول کرد اشک تو چشماش بود

کی نوشتمپنجشنبه ٧ مهر ۱۳٩٠ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ توسط بنیامین و نگار نفر واسه رسیدن منو بنیامین به هم دعا میکنن () |

سلام دوستان خوبین؟؟؟

از همتون ممنونم که به فکرم بودینو واسم ناراحت شدین ولی من الان حالم خیلی خوبه

هیچ اتفاقی هم واسم نیوفتاده اون پست که الان پاکش کردم اخه دوست ندارم وبلاگم با

چرندیات پربشه و دروغ توش باشه....

راستش یه دوست چی بگم یا بهتره بگم یه حسود یه دشمن اون پست رو گذاشته بود

یه اشنا شاید میخواست منو خراب کنه کاری کنه بنیامین باهام تموم کنه ولی بنیامین

ادرسه وبلاگمو نداره امیدوارم هم نداشته باشه اخه راضی نیست نمیدونم هدفش چی

بودولی خیلی نامرده و هیچ وقت نمیبخشم اون موضوع تموم شد من کاری بهش ندارم

ولی تویی که اینکارو کردی مطمئن باش هیچ وقت نمیتونی رابطه منو بنی رو خراب کنی

تا حالا نه تو ونه هیچکس نتونسته خدارو دارم همیشه هم کمکم میکنه پس بی فایدس

تلاش نکن من خدامو دارم که همیشه پشتمه .........

از همه ی دوستای گلم ممنونم که این حرفارو باور نکردن و  دل سوزی کردن

من حالم خوبه!!! بنیامین هیچ وقت نمیذاره من خودکشی کنم اون باهام حرف زدوگفت

که اگه اینکارو کنم... اشتباس و گفت که اگه دوستش دارم باید همیشه صبور باشمو در

برابر سختی ها مقاومت کنم ....... بنیامین راست میگه زندگی همینه غم داره و شادی

بنیامین هیچ وقت بهم خیانت نمیکنه ..... اگه هم چیزی میگه فقط حرفه و باهام شوخی

میکنه به قول خودش میخواد یه ذره حرصمو دربیاره و منظوری نداره ولی من باور میکنمو

 دعوا درست میکنم ...... بنیامن میگه انتظار دارم یه ذره باورم داشته باشیو تو این مدت

فهمیده باشی این حرفا همش شوخیه و خودتو الکی ناراحت نکنی و حرص نخوری دعوا

هم درست نکنی......................

پ.ن1:خیلی وقته همو ندیدم دلم برا بوسیدناش تنگ شده ....

پ.ن2:انتظار میکشم تا بیاد اون روز دیدار دوباره بعد از رمضان .....

پ.ن3:نماز روزه هاتون قبول منو حتما سر نماز دعا کنین من امسال به دلایلی شخصی نتونستم مهمون خدا باشم .....

پ.ن4:بنیامین بهم گفت دوستم نداره گفت داره ولی نه فقط منو همه رو دوست داره گفت من بستنی رو هم دوست دارم گفت نگار من عاشقتم حالا من میگم بنیامین دوست ندارم عاشقتم.......

پ.ن5:ازهمتون ممنونم  از همه دوستای گلم ببخشید من فردا خبر میدم اپم الان حال ندارم........

 

کی نوشتمیکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ توسط بنیامین و نگار نفر واسه رسیدن منو بنیامین به هم دعا میکنن () |

سلام وبلاگ من چی شده این پست پایینو کی گذاشته

3 روزه من نبودم چی شده کی گفته من مردم کی گفته بنیامین همچین حرفی زده بنیامین بدبخت بابا دروغه باور نکنین من نگارم بعد میام به همتون سر میزنم

کی نظراتو تایید کرده

دوستای گلم بخدا شرمنده من نمیدونم چی شده بذارین پسورد رو عوض کنم ببین چی شده

من حالم خوبه با بنیامینم شادم خودکشی هم نمیکنم من قسم خوردم اینکارو نکنم

بنیامینم هیچ وقت نمیذاره من دست به همچین کاری بزنم جلومو میگیره

بخدا من خوده نگارم دروغه اون ژست رو نمیدونم کی گذاشته

نمیدونم کاره کیه

کی نوشتمیکشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ توسط بنیامین و نگار نفر واسه رسیدن منو بنیامین به هم دعا میکنن () |

تف به این شانس

بدبخت تر از خودم تو این دنیا ندیدم اصلا خدا منو خلق کرده واسه بدبختی و بیچارگی

اخه خدا یکی نیست به تو بگه چی از جون من میخواستی اخه من چه فایده ای برای تو

 دارم که منو افریدی.... خدا جوابمو بده من میخوام صداتو بشنوم

بهم بگو دلیلشو بگو اخه چرا چرا.... گناهه من چیه؟؟ چکار کردم ها

من مامانمو دوست ندارم البته نه همیشه خیلی وقتا واقعا از ته دل دوستش دارم ولی

اخه این چه حرفایی بود که پرید به بابام زد میگه به من اعتماد نداره به بابام گفته

گوشیمو  چک کنه میگه چرا زیاد با تلفن حرف میزنه خوب با عشقم حرف میزنم

مگه عاشق شدن جرمه اقا من عاشقم عاشق خدا میفهمی عاشق

میدونی خدا حالا که اینطور شد تا میتونم گناه میکنم ....شاید اینطوری زجرم ندی نذاری

عذاب بکشم  من که اینقدر پاکم بخدا از همه ی اونایی که اطرافمن پاک ترم ولی از همه

بدبخترم همه ی اونا از من شادترن.... شادی من کو؟؟

گریه گریه گریه بسه دیگه چی گیرت میاد گریه منو در میاری میدونی چقدر زود عذاب

میکشم اونوقت باهام این کارو میکنی دلت اروم میشه

بخدا خستم به جان مامانم خستم به جان بنیامین خستم

خستم ....... خستم ....... خستم ........ خستم ..........

از این زندگیه نکبتی !!! کی تموم میشه اخه؟؟؟

اه بسه راحتم کن دیگه بس منم حدی دارم منم یه روز صبرم تموم میشه

یا درگیری با خانوادم یا با بنیامین یا حرف دراوردن همسایه ها دوستو اشنا چرانگار نمیاد

خونمون چرا؟ چرا دوستش پاش شکست ...... اون نیومد احوال پرسی 6 ماه پا خونمون

نذاشته اره رابطم قطع شده با دوستم عشقم نمیذاره دوست ندار باهاشون بگردم میگه

خرابن...ولی اشتباه میکنه

منم مطیع حرفاش اخه میخوامش

 

                                        مرا به دار می آویزند 

                                        تا نامت را از یاد ببرم

                                        اما چه ساده اند این ساده اندیشان

                                        که نمیدانند

                                       نام تو حک شده قلب من است

 

 

پ.ن1: من محکوم شدم به داشتن یه زندگی خوب داشتن شادی ....

پ.ن2: میخوام خودکشی کنم دیگه موندنم فایده نداره ....

پ.ن3: از دنیا متنفرم ....

حرف اخر:

فقط حلالم کنید

کی نوشتمچهارشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ توسط بنیامین و نگار نفر واسه رسیدن منو بنیامین به هم دعا میکنن () |

خوب اینم جوابه سوالاته خودم از نظر خودم

1:تمام حرفای نگفته تو سکوت معنا میشه ...

2:خودمو میکشم البته ناگفته نماند اول کلشو میکنم ...

3:به سرنوشت تا حدودی به نظره من هر انسانی خودش سرنوشتش رو میسازه ...

4:یه جایه زیارتی فرق نمیکنه کجا هر جا تونستیم بریم بعدش یه جایه سرسبز خلوته خلوت ...

5:یه اشتباهی کردم که دیگه اون اشتباهمو  تکرار نمیکنه ولی با عشقم بنیامین دوباره دوست میشم ...

6:شک های که منو بنیامین به هم داریمو پاک میکردم خداروشکر الان شکا خیلی کمتر شده خیلی کمتر ...

7:روزایی که با بنیامینم بهترین روزاس البته اصل کاری هنوز نیومده عروسیمون ...

8:خوب روزایی که با بنیامین دعوا میکنم روزایی که قهر میکنیم ...

 

خوب اینم جوابای من واسه سوالات خودم

 

حافظ میگه " اگه یار به من ننگریست عیب ندارد من عاشق می مانم و از من افسانه ای خواهد ماند "

  پ.ن1:تو این چند وقت خیلی اتفاق افتادم حالو حوصله ندارم تعریف کنم...

 پ.ن2:فعلا که حال ندارم خبر بدم اپم اگه ندادم ببخشید اگه هم دادم خوب دادم دیگه...

پ.ن3:امتیاز هم یادتون نره هر چند دیگه فایده ای نداره...

حرف اخر:

شرمنده بابت دیر شدنه پسته جدیدم هر چند هیچ کس یادی از ما نکرد انگار بودو نبوده ما اهمیتی نداره منو تو این مدت که نتونستم بیام تنهای تنها گذاشتین

 

 

کی نوشتمچهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط بنیامین و نگار نفر واسه رسیدن منو بنیامین به هم دعا میکنن () |

سلام حالتون چطوره ؟؟؟ خوبین خوشین ؟؟؟

شرمنده چند روز نبودم درگیر بودم و مریض که الان خوب شدم خداروشکر

بنیامینم که خوبه هر روز احساس میکنم بیشتر از اول عاشقش میشم خیلی بیشتر

اخ که چه احساسه خوبیه خوب حاله منو بنی که خوبه حالا بگذریم از اینا میخوام چند

تاسوال بپرسم بی زحمت جوابشو تو کامنت بدین باشه

خب1. دوست دارم سکوتو واسم معنا کنین؟

2.اگه عشقت بهت خیانت کنه چکار میکنی؟

3.به سرنوشت اعتقاد داری ؟ چرا؟

4.دوست داری اولین سفری که با عشقت میری کجا باشه؟

5.اگه به گذشته برگردی چکار میکنی؟

6.اگه یه پاکن جادویی داشتی کدوم قسمت از زندگیتو پاک میکردی؟

7.بهترینو قشنگترین روز زندگیتو برام بگو؟

8.بدترینو زشت ترین روز زندگیتو هم برام بگو؟

 

                          زندگی باور میخواهد

                                                       آن هم از جنس امید

                       که اگر سختی به تو یک سیلی زد

                      یک امید قلبی به تو گوید

                                                      خدا هست هنوز

 

پ.ن1: جاده ی قشنگیه عشق و صفا ......

پ.ن2:جوابه سوالا یادت نره......

پ.ن3:خواهشا نظر خصوصی واسه این پست نذارین....

پ.ن4: در اخر یه اسم واسه این جاده انتخاب کن.......

پ.ن5: راستی بهم امتیاز بدین اگه وبلاگمو دوست دارین سمت چپ یه ذره بیاین پایین میبینین.....یادتون نره ها

کی نوشتمسه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ توسط بنیامین و نگار نفر واسه رسیدن منو بنیامین به هم دعا میکنن () |

خدا جون اومدم بهت بگم دوست دارم

اومدم بگم منو ببخش خدا خیلی وقتا اونقدر ازت دلگیر میشم که دوست ندارم

بپرستمتت دوست ندارم دیگه یه لحظه به درگاهت دعا کنم

چون خیلی وقتا احساس میکنم اصلا دوستم نداری میدونم هر چیزی یه حکمتی

داره ولی خیلی وقتا واقعا صبرم تموم میشه خدا جون درسته هنوز خیلی از دعا

یا ارزوهامو براورده نکردی هنوز خیلی چیزا ازت میخوام خیلی-  هنوزم همه ی

مشکلم حل نشده ولی بازم شکرت خدایا شکرت این خبری که امروز بهم رسید

هنوز نتونستم باورش کنم باورش خیلی سخته ولی میدونم راسته واقعیت داره

ممنون خدا بنیامینو تو بهم دادی تو هم واسم نگهش دار

خدا جون نمیتونم دستاشو حس نکنم نمیتونم نگاهش نکنم صداشو نشنوم

خدا جون واسم نگهش دار نذار هیچ چیزی هیچکسی هیچ حادثه ای اونو ازم

بگیره خدایا بازم ممنونتم بازم شکرت میکنم

     

                              عشق اسمانی من

                                                            خداست

یاد گرفتم که همیشه تن بدم به اونچه که خدا واسم مقدر کرده

    

      چون فقط و فقط و فقط خداست که بهترین انتخاب را میکنه

 

پ.ن١:امروز یه واقعیتای روشن شد که هم ناراحت شدم هم خوشحال ......

پ.ن٢:هنوز باورم نمیشه ولی واقعیت داره .....

پ.ن٣:باید باهاش کنار بیام یه خرده زمان میبره .....

پ.ن۴: خوشحالم ......

پ.ن۵:ناراحتم .....

پ.ن۶:دلم گرفته ......

پ.ن٧:خودم هم نمیدونم دارم چی میگم .......

پ.ن٨: بنیامین دوست دارم میدونم تو هم دوستم داری .......

 

کی نوشتمیکشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ توسط بنیامین و نگار نفر واسه رسیدن منو بنیامین به هم دعا میکنن () |

Design By : Night Melody